عطا ملك جوينى

407

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

فرسخ با سحنهء جمهور مورّخين مسافت دارد ضبط نموده است « 1 » با آنكه مؤلّف مزبور ترجمهء احوال نظام الملك را از جميع مآخذ ديگرى كه تاكنون به نظر راقم سطور رسيده مفصّل‌تر و جامع‌تر نگاشته است ، ( 68 ) ص 237 س 2 ، على ذكره السّلام جملهء دعائيّه است مانند « عليه السّلام » و « عليه الصّلوة و السّلام » و نحو ذلك يعنى بر ذكر او و بر ياد او سلام و درود باد ، و ابتدا لابد ميگفته‌اند « حسن على ذكره السّلام » يا « مولانا « 2 » على ذكره السّلام » يا نحو ذلك يعنى بعلاوهء نام يا لقب مدعوّ له قبل از جملهء دعائيّه « 3 » ، و سپس بكثرت استعمال نام مدعوّ له را حذف و فقط بجملهء دعائيّه اكتفا كرده‌اند ، بعينه نظير استعمالات صاحب صفوة الصّفا كه از شيخ صدر الدّين بن شيخ صفىّ الدّين اردبيلى كه شيخ او و مأخذ غالب روايات اوست در آنكتاب غالبا به اين طريق تعبير مىنمايد كه « ادام اللّه بركته چنان گفت » يا « با ادام اللّه بركته چنين كرد » يا « فلان دام اللّه بركته چنين گفت » يا « با ادام اللّه بركته بفلان جاى رفتيم » بدون هيچ سبق ذكرى مطلقا و اصلا از شيخ صدر الدّين بلكه بكلّى در ابتداى كلام و در اوّلين كلمهء حكايات بنحويكه جملهء « ادام اللّه بركته » در اصطلاح مؤلّف مزبور تقريبا علم بالغلبه شده است براى شيخ صدر الدّين اردبيلى كه ازو به غير اين طريقه الّا ما شذّ و ندر تعبير نمىنمايد ، ( 69 ) ص 245 س 3 ، ناصر الدّين منكلى ، ناصر الدّين منكلى « 4 » از

--> ( 1 ) تجارب السّلف طبع جديد آقاى اقبال ص 280 ، ( 2 ) « مولانا » از القاب مخصوصهء ملوك اين سلسله بوده است رجوع شود بص 140 ح 10 ، ( 3 ) يا اگر هم از ابتدا نام مدعوّ له را ذكر نميكرده‌اند لابد در نيّت ميگرفته‌اند ، ( 4 ) منكلى از اعلام تركى و ظاهرا منقول از صفت مينگلى است بمعنى خال‌دار ( « مينگ » بمعنى خال و « لى » ادات نسبت ) مثلا منگلى بغا يعنى گاو نر خالدار ( ترجمان تركى و عربى طبع هوتسما ص 32 از ترجمه ، و قاموس پاوه دو كورتى ص 507 ) ،